چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۶
واقعه مباهله در واقع تلاقی «علم، ایمان و شجاعت» است

حوزه/ استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه واقعه مباهله فراتر از یک مناظره کلامی، در واقع «پایانِ مناظره» و راهکاری برای مدیریت تعارضات معرفتی است، گفت: مباهله یک «خطرپذیری وجودی» و «سلاح هسته‌ای کلامی» است که در شرایطی که هیچ راه گفتگویی باقی نمی‌ماند، به عنوان خروجی اضطراری برای اثبات حقانیت به کار می‌رود.

دکتر رضا صفری استاد دانشگاه، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با تأکید بر اینکه واقعه مباهله فراتر از یک مناظره کلامی، و در واقع «پایانِ مناظره» و راهکاری برای مدیریت تعارضات معرفتی است، اظهار داشت: مباهله یک «شرط‌بندی وجودی» و «سلاح هسته‌ای کلامی» است که در شرایطی که هیچ راه گفتگویی باقی نمی‌ماند، به عنوان خروجی اضطراری برای اثبات حقانیت به کار می‌رود.

وی افزود: در بازخوانی جدیدی از واقعه مباهله، ابعادی از این رویداد تاریخی بررسی شد که فراتر از تفسیرهای کلاسیک (اثبات عصمت و برتری اهل بیت)، به تحلیل نقش ساختاری مباهله در حل بحران‌های شناختی و مدیریت تعارض میان متن مقدس و واقعیت‌های تاریخی می‌پردازد.

عبور از «دور باطل»؛ مباهله به مثابه خروج اضطراری

دکتر صفری در تحلیل خود اظهار داشت: در نگاه رایج، مباهله اوج یک مناظره است؛ اما در واقع مباهله «پایانِ مناظره» است. وقتی پیامبر اکرم (ص) و مسیحیان نجران به بن‌بستی رسیدند که استدلال‌های معمول (استناد به کتاب‌های مقدس) دیگر کارساز نبود و هیچ‌کدام حاضر به عقب‌نشینی نکردند، آیه مباهله راه سومی را پیشنهاد داد.

وی افزود: مباهله نشان می‌دهد چگونه می‌توان از «دور باطلِ استدلال‌های بی‌نتیجه» خارج شد. در نقطه‌ای که زبان و منطق برای اقناع طرف مقابل ناتوان است، مباهله یک «خروج اضطراری» است که قضاوت را از فضای زبان به دست امری غیبی و فراتر از کلمات می‌سپارد.

خطرپذیری وجودی و پیام حضور کودکان در صحنه
استاد دانشگاه در تبیین ابعاد دراماتیک این واقعه تصریح کرد: مباهله یک «خطرپذیری وجودی؛» است؛ یعنی هر دو طرف باید آمادگی پذیرش عواقب خطرناک این اقدام را داشته باشند.

وی با اشاره به حضور اصحاب خمسه در صحنه گفت: پیامبر (ص) برخلاف ظاهر آیه که می‌توانست گروهی بزرگ را شامل شود، تنها چهار نفر (حضرت علی، حضرت فاطمه و دو فرزند خردسالش، امام حسن و امام حسین ع) را با خود آورد. آوردن کودکان به صحنه‌ای که محل نزول لعنت الهی (و احتمالاً هلاکت یا بیماری) بود، پیام بسیار قوی داشت؛ پیامبر با این کار به مسیحیان نجران فهماند که آن‌قدر به حقانیت دعوت خود ایمان دارد که حاضر است عزیزترین کسانش را در معرض این خطر قرار دهد. همین جسارت و ایمان بود که باعث شد مسیحیان نجران در آخرین لحظه عقب‌نشینی کنند.

«سلاح هسته‌ای کلامی»؛ چرا مباهله تکرار نشد؟
دکتر صفری در پاسخ به این پرسش که چرا پس از پیامبر (ص)، مسلمانان از این روش برای حل اختلافات استفاده نکردند، توضیح داد: مباهله یک «سلاح هسته‌ای کلامی» بود که تنها یک بار می‌توانست کارایی خود را نشان دهد؛ چرا که تکرار آن، این واقعه را به یک «مراسم تشریفاتی» تبدیل می‌کرد و قدرت اثرگذاری‌اش را می‌گرفت.

وی دلیل دیگر را «خطر دوطرفه» دانست و افزود: مباهله یک ابزار سیاسی نبود که حاکمان برای حذف مخالفان از آن استفاده کنند، زیرا هر کسی دعوت به مباهله می‌کرد، باید خود و خانواده‌اش را در معرض لعنت احتمالی قرار می‌داد. تنها کسانی که چنین اطمینانی داشتند، پیامبر (ص) و امامان معصومین (ع) بودند، اما ایشان نیز به دلیل مصالحی همچون حفظ جان برای هدایت مردم، هرگز به این روش روی نیاوردند.

از هرمنوتیک بحران تا حقیقت ولایت
دکتر صفری در پایان خاطرنشان کرد: واقعه مباهله در واقع تلاقی «علم، ایمان و شجاعت» است. این رویکرد به ما می‌آموزد که در مواجهه با بحران‌های معرفتی امروز، باید میان استدلال منطقی و ایستادگی قاطع توازن برقرار کنیم تا حقیقت در برابر تعصبات و بن‌بست‌های فکری پیروز شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha